انعکاس...

  • ۰
  • ۰

چند شب قبل شنیدم؛ تو کربلا سه تا لحظه نا امیدی وجود داشته...

اولیش وقتی بوده که امام حسین داشتند حضرت علی اکبر رو راهیِ میدون می کردند که تو اون لحظه یه نگاهِ نا امیدانه به پسرشون میکنن چون می دونستند دیگه برگشتی در کار نیست!

دومیش زمانی بوده که تیر به مشک حضرت عباس میخوره و نا امید میشند از رسوندن آب به خیمه ها!

و سومیش هم مربوط به حضرتِ زینبِ. اون موقعی که امام حسین اومدند به خیمه برا خداحافظی، و گفتند دیگه این آخرین خداحافظیِ منه!

این سه لحظه رو فقط برا این نوشتم چون خودم لحظه اول و سوم رو برا اولین بار بود که میشنیدم، گفتم شاید برای شما هم تازگی داشته باشه.

خدا رو قسم بدیم به هر کدوم از این لحظه های نا امیدی که نا امید مون نکنه.

التماسِ دعا.

  • ۱۷/۱۰/۰۵
  • Berkee 🌿

نظرات (۹)

حاج اقای مارو هم اینو گفت امسال ...
از بس تلخه حرف واسه ادم نمیاد که بخواد چیزی بگه ...!
پاسخ:
بله دقیقأ..
خدایا نا امیدمون نکن...
پاسخ:
آمین
زندگیتون سرشار امید
پاسخ:
ممنون، همچنین
ان شاالله حاجت روا بشید
پاسخ:
سلامت باشید، همچنین ان شاءالله
خدایا امید هیچکس رو ناامید نکن...
پاسخ:
الهی آمین
  • علیـ ــر ضــا
  • ان شاء الله
    که بشه 
    پاسخ:
    ان شاءالله که میشه
    آمین
    پاسخ:
    حاجت روا باشی
    آمین
    التماس دعا
    پاسخ:
    حاجت روا باشی ان شاءالله
    محتاجیم به دعا
    آمین
    پاسخ:
    حاجت روا باشین ان شاءالله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی